
xa0چرا فاطمه ،حسن،حسین را صدا میزنید؟!درحالی که آنها مرده اند و خاک شده اند. آنگاه خودکاری را انداخت زمین و صدا زد:ای حسن!ای زین العابدین!آن قلم را به من بدهید،و گفت:دیدی که پاسخ ندادند!پس اینها مرده اند و قدرتی ندارند. آقای قرائتی خودکار را گرفت و به زمین انداخت وگفت :یا الله قلم را به من بده!بعد رو کرد به وهابی وگفت:دیدی که خدا هم نداد!پس با منطق تو خدا هم مرده است!مگر هر که زنده است باید نوکر تو باشد؟ ...
ادامه مطلب
بيمار مي شوم که پرستاري ام کنيخود را زمين زدم که هواداريم کنيگوشم پر از نصيحت و حرف است اي رفيقمن آمادم که رفع گرفتاريم کنيگفتي تو سنگدل شده اي خب شدم ولينزد تو آمدم که قلم کاريم کنياصلا مرا به چوب ادب بستنت چه بود ؟اصلا که گفته بود فلک کاريم کني ؟ناني ز من بگيري و ناني دگر دهيبر تو نيامده که دل آزا...
ادامه مطلب
ازفکرگناه پاک بودن عشق استxa0 xa0xa0 ازهجرتوسینه چاک بودن عشق استxa0xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 آن لحظه که راه می روی آقاجانxa0 xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 زیرقدم تو خاک بودن عشق است...
ادامه مطلب